بهترین اشعار عاشقانه

بهترین اشعار عاشقانه

اشعار ناب عاشقانه

باز آی دلبـــرا! که دلم بی قـرار توست

وین جان بر لب آمده در انتظار توست

در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست

جز باده ای که در قدح غمگسار توست

ساقی به دست باش که این مستِ می‌پرست

چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

سیـری مبـــــاد سوخته ی تشنه کام را

تا جرعه نوش چشمهٔ شیرین گوار توست

بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد

ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست!

ای سایه صبر کن که برآید به کام دل

آن آرزو که در دل امیدوار توست …

#هوشنگ_ابتهاج

اشعار عاشقانه

موج عشق تو اگر شعله به دل‌ها بكشد ،

رود را از جگر كوه به دريا بكشد

گيسوان تو شبيه ‌است به شب اما نه

شب كه اينقدر نبايد به درازا بكشد !

خودشناسی ، قدم اول عاشق شدن است

وای بر يوسف اگر ناز زليخا بكشد

عقل ، يکدل شده با عشق ، فقط می‌ترسم

هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد !

زخمی كينه‌ی من ! اين تو و اين سينه‌ی من

من خودم خواسته‌ام كار به اينجا بکشد

يكی از ما دو نفر ، كشته به دست دگريست

وای اگر كار من و عشق به فردا بكشد

#فاضل_نظری

اشعار عاشقانه

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیر
خسته ام ، تنهاترینم ، دست هایم را بگیر
قطره قطره آب شد، دل درغمت بی تاب شد
زیر خورشید فروزان نگاهت ناگزیر
آه اگر صد سال بنشینم تماشایت کنم
من نخواهم شد زچشمان تو هرگز سیر سیر
با امید با تو ماندن ، ازتو گفتن زنده ام
بی تو من می میرم ای بالا بلند سر به زیر
بس که دنبال تو راه افتاده ام دیوانه وار
رد پایم مانده بر شن های گرم این کویر
ای دلیل ماندن من در کویرستان درد
سایه عشق خودت را از سر من برمگیر…
اشعار عاشقانه
عاشقانه
‍ دستور بده جان به فدایت کنم ای دوست
قربان تـو و مهر و وفایت کنم ای دوست
نـزدیکتـراز مـن ، بـه منـی از رگِ گـردن
هرگز نتوانم که رهایت کنم ای دوست
گر جان طلبی چون و چرا نیست به کارم
با قیمت جــان دفع بلایت کنم ای دوست
محبــوب منـی دار و نـدارم شـده ای تو
از عمق وجودم که صدایت کنم ای دوست
ای کاش کـه از جــانب ِتــو ظلـم نبیـنم
درمان نتوانم به جفایت کنم ای دوست
من عاشـقِ دلخستــه ی تـو سنگ ِصبــورم
دلتنگم و هر لحظه هوایت کنم ای دوست

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *